سلام به بزرگان غريبانه ..
كم كم داريم به اربعين نزديك ميشيم ان شالله همه مون عاقبت به خير در دنيا و اخرت بشيم..
ميخوام درباره يه اتفاقي صحبت كنم كه تو جامعه من كم اتفاق نميفته
من كلا پرونده خانومها رو قبول نميكنم ..علي الخصوص كه اون پرونده طلاق باشه ..
معمولا اگر اشنا باشند مشاوره بهشون ميدم .. دوسال پيش بود يه خانومي كه تقريبا همسايه دورمون بود براي مشاوره پيشم اومد ..
با راهنماييهاي من بعد از بالا رفتن و پايين اومدن از پله هاي دادگاه بالاخره موفق شد از شوهرش ظلاق بگيره ..
دو هفته پيش تو دادگستري منو ديد بهم گفت عليه یه اقا پسري شكايت كردم منو كتك زده و تهديد كرده و ازين حرفا ..
خدا رو شكر خداومد يه لطفي در حقم كرده حالا به هر دليلي خيلي خوب ادما رو ميشناسم ..
فهميدم يه كاسه اي زير نيم كاسه ست ..
بعد صحبت با وكيل اون اقا متوجه شدم اين خانم زن صيغه اي اون اقا بوده و به هردليلي بعد يه مدت با هم به اختلاف برخوردند و ....
جالب اينجابود درست بعد اينكه عده طلاقش يعني سه ماه تموم شد با اون اقا پسر كه اتفاقا مجرد هم بود صيغه شد ..
اصلا نميخوام وارد اون بحث بشم كه صيغه درست
برچسب:
نویسنده: اشکان احمدپور
تاريخ: پنجشنبه
20 آبان
1395 ساعت: 19:30